
نمی دانم که دانست او دلیل گریه هایم را؟ نمی دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟ و می دانم که می دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اینگونه دل بستم
روز عشق از درستی پرسید: تفاوت من وتو در چیست؟ دوستی گفت:من دیگران را به سلامی آشنا می کنم تو به نگاهی... من آنان را با دروغ جدا می کنم تو با مرگ
همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه... واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری و اشک میریزی برات اشک میریزه...برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره
اشك ها اسكی سوارانی ماهرند كه از زیر چشم ها شروع به حركت می كنند و از گونه ها با مهارت می پرند و در كنار لب ها از خط پایان می گذرند.
آرزوهاتو یه جا یادداشت کن یکی یکی به خدا بگو .خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بوده.درسته؟
هیچ كس لیاقت اشكهای تو را ندارد و كسی كه چنین ارزشی دارد باعث اشك ریختن تو نمی شود
اگر كسی تو را آن طور كه می خواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
شاید خدا خواسته است كه ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتیب. وقتی او را یافتی بهتر می توانی شكرگزار باشی.
روز قیامت خدا به مردا می گه اونایی که زن ذلیل بودن سمت چپ بقیه سمت راست همه می رن سمت چپ فقط یکی نمیره خدا بهش می گه چرا تو نرفتی اونور ؟ می گه خانومم گفته اینجا وایسا
سلام من از اداره ی هواشناسی مزاحمتون می شم اینجا یه نفر دلش هواتونو کرده چه کار کنه
دوستت ندارم اندازه ی اقیانوس چون یه روز تموم می شه دوستت ندارم به اندازه ی خورشید چون یه روز غروب می کنه دوستت دارم به اندازه ی روت که کم نمی شه
این خیلی سخته كه گل امیدت رو تو باغچه یكی دیگه ببینی و هر چقدر گریه و زاری كنی به هیچ جا نرسی .....جز این كه بگی گلم باغچه نو مبارك
اگر یه روز کسی بهت گفت دوستت دارم سعی نکن بهش بگی دوستش داری اگه گفت عاشفتم سعی نکن عاشقش بشی اگه گفت همه ی زندگی اش تویی سعی نکن همه ی زندگی اش باشی چون یه روز می اد و بهت می گه ازت متنفرم اون وقت نمی تونی سعی کنی ازش متنفر بشی
تا عاقلان راهی برای خندیدن بیابند دیوانگان هزار بار خندیده اند
اینگونه زندگی کن:ساده اما زیبا،مصمم اما بیخیال، متواضع اما سر بلند،مهربان اما جدی،سبز اما بی ریا،عاشق اما عاقل
سعی کن هیچوقت عشق رو گدایی نکنی چون هیچوقت به گدا چیز با ارزشی نمیدن
سلطان قلبم بی تو سرابم آلوده فکر ناجور و تردید برگرد و از من، عشقی بنا کن کانون روحم به عشق تو لرزید.!!
و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سردو سنگینند.. وچشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشیدند نمیدانی چه غمگینند..
می خواهم گلی را برایت بفرستم اما می ترسم از اینکه پژمرده شود پس "س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله" ، "ا" را از گل "اطلسی" و "م" را از گل " مریم" بر میدارم و سلام را تقدیمت می کنم
شب در چشمان من است به سیاهی چشمانم نگاه كن روز در چشمان من است به سفیدی چشمانم نگاه كن شب و روز در چشمان من است به چشمانم نگاه كن پلك اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
..من به خورشید اعتقاد دارم حتی اگر ندرخشد من به عشق اعتقاد دارم حتی اگر تنها باشم من بخدا معتقدم حتی اگر ساکت باشد
میان بغض تولد لحظه های بی قراری ام همیشه کسی است برای امدن که هرگز نیامده است.امدنش را با فانوس و دعاو بوسه وسنگ فرشی مرمرین از عشق به انتظار مینشینم.