دوباره دقيقه ها رو كند و آهسته مي بينم

دوباره چشم خدا رو،رو خودم بسته مي بينم

تا دلم آروم بگيره سر به كوچه ها مي زارم

رو به آدما مي خندم تو سياهيا مي بارم

توي يك جاده برفي پي انتها مي گردم

توي اين روياي آبي هنوزم اسير دردم

آخه دنيا تو چشام رنگشو باخته

آخه يك جنس غريبه آسمون منو ساخته

**

برده رنگ انتظارو بارون چشماي خسته م

انگار آهنگي نداره بي تو اين قلب شكسته م

عشق من جنس هوس نيست رنگ خاطرات تلخه

قصه هاي پر غباري كه روشون چشمامو بستم

**

از سپيده تا سپيده آسمون ابريو تاره

مث بغض سينه من شوق باريدن نداره

بوي بارون مي ده حرفات اشك چشمام بي قراره

عشق من سوز زمستون عشق تو شور بهاره