ای عزیز،جای جای خانه دل بوی تو را می دهد،

آن گاه که در گوشه گوشه قلبم نام تو حک شده و آن زمان که در ذهنم

فقط فکر تو و یاد تو موج می زند و تنها در اندیشه و تکاپوی

            دیدار تو و بودن با تو هستم؛

آیا این عشق نیست؟اگر عشق نیست،پس به آن چه می گویند؟؟

                هر جا که می روم و هر کجا که هستم،روبرویم هستی،

تنها و تنها تو را میخواهم.

فقط و فقط زمانی که در کنارت هستم،آرامش دارم و احساس راحتی  

            عجیب وجودم را فرا می گیرد.

تنهایی 

دوستت دارم، نه واسه اينكه تنهام

دوستت دارم، چون تو گفتي، هميشه هستي باهام  

دوستت دارم، نه واسه اينكه بي قرارم

دوستت دارم، چون تو گفتي، هيچ وقت نميكني خارم

دوستت دارم، نه واسه اينكه دربه درم

دوستت دارم، چون تو گفتي، ميگيري بال و پرم

دوستت دارم، نه واسه اينكه دل تنگم

دوستت دارم، چون تو گفتي، هميشه باهات يكرنگم

دوستت دارم، نه واسه اينكه دورم

دوستت دارم، چون تو گفتي، واست يه هم زبونم

دوستت دارم، نه واسه اينكه هستي تو رويام

دوستت دارم، چون تويي تنها فرشتة آرزوهام

دوستت دارم، نه واسه ادامة حياتم

دوستت دارم، چون تويي تنها فرشتة نجاتم

دوستت دارم، نه واسه يه روز و دو روز

دوستت دارم، واسه هميشه، واسه هر روز

کسانی که عاشق نیستند و میگویندچرا عاشقان غمگین اند  

بدترين درد اين نيست كه..................... عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه.....................به اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه.....................عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينه كه..............................يكي رو دوست داشته باشي و اون ندونه !

به عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت...

به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت...

به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت...

ولي وقتي به تنهايي گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موندو هم دم و مونسم شد

اگر عاشق باشی
شب هنگام را غنیمت میدانی !
شب با عاشقان پیوند دیرین دارد
دلشان را با هر آنچه در آسمان شب می بینند
پیوند میدهند !
با ستاره میدرخشند
و برق نگاه یار تجسم میکنند !
با ابرهای سنگین همزاد میشوند
اگر ببارند ، اشک میبارند چونان
وگر نبارند غم در دل فزون کنند !
با نسیم شبانه ، پیغام دلدادگی به گوش دلدار رسانند ...
قاصدکی همراه نسیم
به کویش روان گردانند
و او از پیغام لبریز عشق گردد !
شب رازها نهان دارد
شب محرم انسانهای پاک
شب شور مجنون
شب بیتابی لیلی
در خود پنهان دارد !

شبت را زنده نگه دار .

گفتگو

 

 

در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو می کنم
خدا پرسید
تو می خواهی با من گفتگو کنی؟
من در پاسخش گفتم:
اگر وقت دارید!
خدا خندید:
وقت من بی نهایت است.
پرسیدم :
چه چیز بشر، شما را سخت متعجب می سازد؟

خدا پاسخ داد :
کودکی شان،
اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند،
عجله دارند که بزرگ شوند،
بعد دوباره بعد از مدت ها،آرزو می کنند که کودک شوند...
اینکه سلامتیشان را از دست می دهند تا به ثروت برسند،
و بعد ثروتشان را می دهند تا دوباره سلامتی خود را بدست آورند.
اینکه با اضطراب به آینده نگاه می کنند،
و حال را فراموش می کنند
نه در حال به سر می برند و نه در آینده
به گونه ای زندگی میکنند که گویی هرگز نمی میرند
و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند.
گرمی دستان خدا را در دستانم حس کردم.
هر دو سکوت کردیم.
من پرسیدم:
دوست داری بندگانت کدام درسهای زندگی را بیاموزند؟
او گفت:
بیاموزوند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد ،
همه کاری که آنها می توانند بکنند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند.
بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد که زخمهای عمیقی در قلب آنان که دوستشان دارند ایجاد کنند
ولی زمانی زیاد می خواهد تا آن زخمها را التیام بخشیم.
بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد،
بلکه کسی است که به کمترین ها رضایت می دهد.
بیاموزند آدمهایی هستند که دوستشان دارند،
فقط نمی توانند احساساتشان را نشان دهند.
بیاموزند دو نفر می توانند با همدیگر به یک نقطه نگاه کنند،
ولی آن را متفاوت ببینند.
بیاموزند کافی نیست که تنها دیگران را ببخشند،
بلکه باید خود را نیز ببخشند.
و با تمام اینها بدانند که من همیشه با آنها هستم،دوستشان دارم و از دور مراقبشان هستم...

عشق...

 

عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني .

 عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .

عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته .

 عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني .

 عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم.